سيد ظهير الدين مرعشى
19
تاريخ طبرستان و رويان و مازندران ( فارسى )
خرج كرده براى ملك مدرسه و عمارت عالى ساختند ، و از امّهات قراى رى هفت پاره ده خريده وقف آن عمارت كردند . سديد الدين حمّصى را كه متكلّم مذهب اماميّه بود به مدرسى تعيين رفت و على بن بابا متولّى آنجا بود . در اين وقت كار دولت شاه غازى به نظام رسيد . خوارزمشاه اتسز قاصد فرستاد و جهت دفع سلطان غزان از او مدد طلبيد ، مدد فرستاد ، با غزان مصاف دادند ؛ و از امراى غز - غز طوطى بك و فوغذ و سنجر - نزد شاه غازى رستم فرستادند كه سلطان سنجر دشمن تو بود ، ما او را گرفتهايم ، با ما اتّفاق كن تا دو دانگ خراسان را به تو دهيم و به عراق رويم و هر ملك را كه فتح كنيم دو دانگ از آن تو باشد . شاه غازى رستم به سخن غزان التفات نكرد و از گيل و ديلم و رويان و لارجان و و مازندران و كبودجامه و استراباد و قصران سىهزار مرد جمع كرد و رو به دهستان نهاد و غزانيان نزد او فرستادند كه سلطان اتسز از سى فرسنگى خوارزم گذشته است تو زحمت بكش و به حال خود باش تا حدود نيشابور را به تو مسلّم داريم . اصفهبد شاه غازى به سخنان ايشان التفاتى نكرد . گفت من به نيّت جنگ آمدهام ، بازنمىگردم ، و برفت تا كه هر دو لشكر به هم رسيدند . مصاف دادند ، و آتش محاربه اشتعال يافت . عاقبت غزانيان غالب آمدند و هزيمت بر اهل طبرستان افتاد ، و يك هزار مرد از ايشان با ملك بيرون رفتند . ما بقى كشته و متفرّق شدند . ديگر باره اهل طبرستان اتّفاق كردند و اهل ديلم و گيل مدد نمودند . دوازده هزار مرد كار جمع شدند و روى به خراسان نهادند در راه خبر رسانيدند كه مؤيّد آيبه كه امير خراسان بود سلطان سنجر را از ميان لشكر بدزديد و بر تخت نشاند و غزانيان به ماوراء النهر شدند . چون اين احوال را معلوم فرمودند ملك شاه غازى رستم با لشكر خود به بيابان قلعهء نهزه و منصوره كوه « 1 » برفت و هشت ماه محاصره كرده مستخلص گردانيد و تمام
--> ( 1 ) - قلعهء مهره بن و منصوره كوه : تاريخ رويان .